على محمدى خراسانى

180

شرح مكاسب (فارسى)

روز مسئلهء قيمت مطرح شد و ضمان منتقل به قيمت شد ؟ روز تلف عين ، پس يوم التلف يوم انتقال ضمان و ذمّه به قيمت است ، پس بايد قيمت آن روز را بپردازد . : قوله : و ربّما يورد : بر استدلال مذكور اشكالى وارد شده كه : ما نيز قبول داريم كه روز تلف روز انتقال به قيمت است امّا انتقال به قيمت چه روزى ؟ انتقال به كدام قيمت ؟ آيا به قيمت خود همان يوم التلف ؟ يا به قيمت ايّام ديگر كه در احتمالات ذكر شد ؟ اين بخش را دليل شما مجمل گذاشت و گذشت و تبيين نكرد . و به عبارت ديگر : ما يك انتقال داريم و يك منتقل اليه ، يوم التلف يوم انتقال است ولى منتقل اليه چيست ؟ آن روز به چه چيز منتقل شد ؟ به قيمت كدام روز ؟ پس دليل شما ناقص و غير وافى به مراد است . : قوله : و يدفع : مرحوم شيخ اشكال مذكور را دفع كرده و يك تحليلى كوتاهى از حقيقت ضمان بيان مىنمايند : [ كه مبسوط آن در اوّل مسئله مقبوض به عقد فاسد در بيان قاعدهء كلّ عقد يضمن بصحيحه يضمن بفاسده ذكر شد . ] اينكه مىگوئيم : غاصب وقتى مال غصبى را گرفت ضامن مىشود ، يا مشترى از وقتى مبيع به بيع فاسد را گرفت ضامن شد و . . . منظور از ضمان چيست ؟ منظور به عهده آمدن است يعنى آن مال به ذمّه و عهدهء ضامن آمد و بابت آن مشغول الذمّه شد . و معناى به عهده آمدن و اشتغال ذمّه آنست كه بايد به نوعى از عهده برآيد و اگر چنانچه مال مذكور تلف شد حتما بايد عوض و بدل آن را به مالك اصلى بپردازد ، آن هم به گونه‌اى كه جاى خالى عين را پر كند بطورى كه گويا اصلا مال تلف نشده ، و جبران كذائى به آنست كه همان آن تلف بلافاصله مالى معادل با مال تلف شده را بپردازد يا به ذمّه‌اش بيايد ، بگونه‌اى كه كاملا سدّ مسدّ